السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
647
تفسير الميزان ( فارسي )
مىخورد و لباس مىخرد و نوشيدنى مىنوشد و خانه مىخرد با اينكه همه اينها حرام است و نماز و بسيارى ديگر از عبادتهايش را فاسد مىكند و با مصرف كردن مال ربوى بسيارى از معاملات غير ربوى او نيز باطل مىشود و ضامن طرف معامله خود مىگردد و در بسيارى از موارد كه به جاى بهره پولش ، ملك مردم يا اثاث منزل مردم را مىگيرد غاصب آن اموال مىشود و به خاطر طمع و حرصى كه نسبت به اموال مردم مىورزد و خشونت و قساوتى كه در گرفتن طلب خود اعمال مىكند و به اين وسيله به خيال خود حق خود را مىگيرد بسيارى از اصول و فروع اخلاق و فضائل را در مردم مىكشد و از همه بالاتر او فردى اثيم است يعنى آثار سوء گناه ، دلش را سياه كرده ، ديگر خداى سبحان دوستش نمىدارد چون خداى تعالى هيچ كفران گر اثيم را دوست نمىدارد . « * ( إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحاتِ ) * . . . » اين جمله تعليلى است كه ثواب صدقه دهندگان و كسانى را كه به خاطر نهى خدا دست از رباخوارى بر مىدارند به وجهى عام بيان مىكند به وجهى كه هم شامل اين دو مورد مىشود و هم غير اين دو . * ( « يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّه وَذَرُوا ما بَقِيَ مِنَ الرِّبا إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ » ) * اين آيه مؤمنين را مخاطب قرار داده و به آنان دستور مىدهد از خدا بپرهيزند و اين مطلب را به عنوان زمينه چينى مىآورد تا دنبالش بفرمايد : ( * ( وَذَرُوا ما بَقِيَ مِنَ الرِّبا ) * . . . ) يعنى آنچه از ربا نزد بدهكاران مانده ، صرفنظر كنيد و از اين بيان چنين بدست مىآيد كه بعضى مؤمنين در عهد نزول اين آيات هنوز ربا مىگرفتند و بقايايى از ربا از بدهكاران خود طلب داشتهاند لذا مىفرمايد : از آنچه مانده صرفنظر كنيد و سپس آنان را تهديد نموده مىفرمايد : * ( ( فَإِنْ لَمْ تَفْعَلُوا فَأْذَنُوا بِحَرْبٍ مِنَ اللَّه وَرَسُولِه ) ) * . و اين خود مؤيد روايت آينده است كه شان نزول آيه را بيان مىكند و اينكه جمله را با قيد ( اگر مؤمنيد ) مقيد كرد به منظور اشاره به اين است كه ترك رباخوارى از لوازم ايمان است و نيز براى اين است كه جمله ( و من عاد . . . ) و جمله : « * ( وَاللَّه لا يُحِبُّ كُلَّ كَفَّارٍ ) * . . . » را تاكيد كند . * ( « فَإِنْ لَمْ تَفْعَلُوا فَأْذَنُوا بِحَرْبٍ مِنَ اللَّه وَرَسُولِه » ) * كلمه « اذن » هم بر وزن كلمه « علم » است و هم معناى آن را مىدهد بعضى از قاريان آيه را به صورت « فاذنوا » كه صيغه امر از مصدر « ايذان » است قرائت كردهاند كه بنا بر اين ، معنا چنين مىشود ( پس اعلان جنگ با خدا و رسول بدهيد ) و حرف « باء » در جمله : « بحرب »